محمدحسين ناصر الشريعه
117
تاريخ قم ( فارسى )
آن كه فقدان آب و نان در آن وحشتآباد كار سيل بىامان كرده بالمآل بنيان زندگانى ايشان را ويران مىكند . القصه در موج خيزان حادثه كسى نبود كه دست اميد به آب آن سيل از حيات خود نشسته باشد . عاقبت به كشتىبانى عنايت بىغايت ربانى بعد از آن كه آن سيل بىزينهار يك روز از صباح تا رواح اثر از آبادانى در آن ديار نگذاشت ، طغيان آن بلاى ناگهان دست از گريبان جان مسلمانان برداشت ، و بعد از آن بر سر تشخيص مكان و منازل ويران بازار ، دعاوى در ميان مردمان گرم گرديده ، بعد از تميز و تشخيص رخست اهتمام به ساختن منازل ويران خود كشيدند . » « 1 » لازم به ذكر نيست كه بعدها هم سيلهاى متعدده به قم آمده و خرابيها وارد آورد چنان كه « زكى باغبان » هم در اشعار خود گفته است : روزى كه سيل سيمره از رودبار بار * آمد به شهر قم ز قضاياى كردگار دانى كه كرد دفع بلا را از اين ديار * معصومه بود دختر موساى تاجدار ذريهء رسول خدا غمگسار قم در ليلهء سوم خرداد 1313 خورشيدى نيز سيل مهيبى به طرف قم سرازير شد كه بسيارى از عمارات « ابرقوه » شهر نو و كوچهء حرم و محلهء خندق و دروازهء قلعه و پائين شهر را خراب نمود ، ولى چون مردم به واسطهء تلفنى كه قبلا از « كمره » شده بود بيدار و به عمارت آستانه پناهنده شده بودند تلفات جانى نداشت . مرحوم ميرزا على اكبر فيض ( معاصر ناصر الدين شاه و متوفى سال 1309 ) در تاريخ خود « 2 » مىنويسد : « بعد از انقراض دولت صفويه كه محمود و بعد اشرف افغان بر ايران مسلط شده ، شاه سلطان حسين صفوى را كشتند و بر بسيارى از ولايات ايران حكمران شدند ، منجمله قم را نيز متصرف شدند و از جانب خود دو برادر كه مسمى به حيات قليخان و پيكر خان بودند به حكومت اين شهر مأمور نمودند . اين دو برادر از جهت حفظ و حراست خود در اين سنوات حكومت ، بارهء قديم اين شهر را تعمير نمودند و چهار دروازه در چهار جهت شهر باز نمودند . در جهت شمال دروازهء رى .
--> ( 1 ) - ذيل عالم آراى عباسى ، قطع رحلى ، ص 167 ، در وقايع سال 1045 ه . ( 2 ) - نسخه خطى .